فی یوم الخیبر لما شطرمرحب شطرین ، والقاه مجندلاً جاءه جبرائیل باسماً متعجباً
فقال له النبی صلی الله علیه و آله و سلم : مم تعجبت؟ فقال: ان الملائکة
تنادی فیصوامع و جوامع السموات:« لا فتی الا علی و لا سیف الا ذوالفقار» ،
و اما اعجابی فانی لما امرت ان ادمر قوم لوط حملت مدائنم و هی سبع
مدائن من الارض السابعة السفلی الی الارض السابعة العلیا ، علی ریشة
من جناحی ، ورفعتها حتی سمع حملة العرش صیاح دیکتهم ، وبکاء
اطفالهم ، ووقفت بها الی الصبح انتظر الامر و لم انتقال بها ، و الیوم لما ضرب
علی ضربته الهاشمیة و کنت امرت ان اقبض فاضل سیفه حتی لا یشق
الارض فیصل الی الثور الحامل لها یشطره شطرین ، فتنقلب الارض باهلها
فکانت فاضل سیفه علی اثقل من مدائن لوط ، هذا و اسرائیل و میکائیل قد
قبضها عضده فی الهواء .۱
در روز جنگ خیبر پس از آن که مرحب خیبری به دست امیرالمومنین علیه السلام به
دو نیم گردید و بر زمین قرار گرفت، جبرئیل در حالی که خنده تعجب بر لب داشت بر
پیامبر فرود آمد . رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: از چه تعجب کردی
؟ عرض کرد: همانا فرشتگان در صومعه ها و جایگاه های آسمانها ندا می کنند«لا
فتی الا علی لا سیف الاذوالفقار» ولی تعجب من بدان جهت است که: آن زمان که
امر شدم قوم لوط را هلاک سازم، شهرهای آنان را که هفت شهر از زمین هفتم
زیرین تا زمین هفتم بالا بود بر پری از بالهایم قرار دادم و آنقدر آن را بالا بردم که حاملان
عرش صدای خروسها و گریه اطفالشان را می شنیدند و تا صبح به انتظار امر خداوند
ایستادم و آن را جابجا نکردم . اما امروز که علی علیه السلام ضربت هاشمی را فرود
آورد من مامور شدم زیادی قبضه شمشیر او را نگه دارم تا بر زمین فرود نیاید و به
حمل کننده زمین نرسد و آن را به دو نیم نکند تا زمین و اهل آن واژگون گردد در این
هنگام فشار زیادی شمشیر علی علیه السلام سنگین تر از شهرهای قوم لوط بود و
این در حالی بود که اسرائیل و میکائیل بازوی علی علیه السلام را در هوا به قبضه
خویش گرفته بودند.
1. مشارق انوار الیقین: 110 ؛ مدینة المعاجز: 1/426.