تبليغاتX
: السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين-:: عاشقانه های يك دلتنگ
 

منوي وبلاگ

    
    صفحه اصلي
    ايميل مدير
    طراح قالب
 

نويسنده

    


 

موضوعات
 

آرشيو

    
    هفته سوم تیر 1387
    هفته دوم تیر 1387
    هفته چهارم اردیبهشت 1387
    هفته چهارم فروردین 1387
    هفته چهارم دی 1386
    هفته سوم دی 1386
    هفته اوّل دی 1386
    هفته چهارم آذر 1386
    هفته سوم آذر 1386
    هفته دوم آذر 1386
    هفته سوم آبان 1386
    هفته اوّل مهر 1386
    هفته چهارم شهریور 1386
    هفته سوم شهریور 1386
    هفته اوّل شهریور 1386
    هفته چهارم مرداد 1386
    هفته سوم مرداد 1386
    هفته اوّل مرداد 1386
    هفته چهارم تیر 1386
    هفته اوّل تیر 1386
    هفته چهارم خرداد 1386
    هفته دوم خرداد 1386
    هفته چهارم اسفند 1385
    هفته سوم اسفند 1385
    هفته سوم بهمن 1385
    هفته چهارم دی 1385
    هفته سوم دی 1385
    هفته دوم دی 1385
    هفته چهارم آذر 1385
    هفته سوم آذر 1385
    هفته دوم آذر 1385
    هفته اوّل آذر 1385
    هفته چهارم آبان 1385
    هفته چهارم مهر 1385
    هفته سوم بهمن 1384
    هفته دوم بهمن 1384
    هفته اوّل بهمن 1384
    هفته سوم دی 1384
    هفته اوّل دی 1384
    هفته دوم آبان 1384
    هفته چهارم مهر 1384
    هفته اوّل تیر 1384
    هفته چهارم خرداد 1384
    هفته سوم خرداد 1384
    هفته دوم خرداد 1384
    مهر 1385
    خرداد 1384


 

طراح قالب

گالري قالب وبلاگ
 

شركت در انتخابات

شركت نكردن در انتخابات رياست جمهوري خيانت به انقلاب ، رهبري و امام زمان است.




نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : شنبه چهاردهم خرداد 1384 |
 

تقديم به آقا امير المؤمنين آقاي دنيا و آخرتم و همچنين رهبر عزيز و مهربانم

يا رب از دلهاي ما نور ولايت را مگير

                اين توسل، اين تجمع،‌اين عنايت را مگير

هستي ما بستگي دارد به عشق اهل بيت(س)

                هر چه مي خواهي بگير، ام ولايت را مگير




نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : شنبه چهاردهم خرداد 1384 |
 


سالها میگذرد حادثه ها می آید

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

شانزده سال میگذرد و هنوز یادش زنده است

داغ ما در هجر رهبر کمتر از یعقوب نیست

او پسر گم کرده بود و ما پدر گم کرده ایم

روحش شاد ـ رهبرمان پاینده باد




نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : شنبه چهاردهم خرداد 1384 |
 

حدیث

خالِطوُا النّاسَ مُخالِطَةً اِن مِتُّم مَعُها بَکَوا عَلَیکُم وَ اِن عِشتُم حَنُّوا اِلَیکُم
با مردم چنان معاشرت کنید که اگر فوت نمودید بر شما بگریند و اگر زنده ماندید به شما مهربانی ورزند

امام علی(ع)

(نهج البلاغه،قصارالحکم10)




نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : شنبه چهاردهم خرداد 1384 |
 

اجتماعی

ای کاش در زندگی ۳ چیز نبود:

عشق*غرور*دروغ

تا انسان به خاطر عشق از روی غرور به کسی دروغ نمی گفت




نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : شنبه چهاردهم خرداد 1384 |
 

اجتماعی

ناپلئون می گه:

حرفی رو بزن که بتونی بنویسی

چیزی رو بنویس که بتونی پاش امضا کنی

و چیزی رو امضا کن که بتونی پاش بایستی...




نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : شنبه چهاردهم خرداد 1384 |
 

تقدیم به او

من از همه چيز هيچش را ميدانم! من تنها ميدانم که

هيچ چيست! من چه ميدانم؟

من ميدانم که سرمستم از مستی وجود! چه نشسته ام

که آنرا نيز نمی دانم!




نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : شنبه چهاردهم خرداد 1384 |
 

عرض تسلیت

 

السلام علیک یا روح الله

سالروز رحلت ملکوتی امام عزیز بر کلیه دوستداران آن امام عزیز

بخصوص رهبر عزیز تر از جانم سید علی خامنه ای (حفظه الله)

تسلیت باد

از طرف احمد بنائی




نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : شنبه چهاردهم خرداد 1384 |
 

حضرت «عج» و شمشير و ادوات جنگي

مى پرسند:


برخي از علماء معتقدند كه حضرت «عج» با شمشير و ادوات جنگي

زمان عصر غيبت صغري به جنگ مشركان و ظالمان مي رود. آيا اين

نظر را شما تاييد مي كنيد؟


پاسخ :  

  مجموع رواياتي كه در باره حركت ظهور حضرت (عج) آمده است، متوجه مي شويم كه از همان وسايلي كه در زمان حضرت هست استفاده مي كند ونص روايات مختلف است مثلا «... أما انه سيركب السَّحابَ و يرقي في الاسباب...» . يا «ينزل في سبع قباب من نور لا يعلم في أيها،‌هو حين ينزل في ظهر الكوفه»؛ وقتي از مدينه وارد عراق مي شود با هفت گنبد از نور وارد مي شود كه معلوم نيست در كدام يك است. يا مثلا «فاذا هزَّ رايته أضاءَ لَها بين المشرق و المغرب.» يا مثلا اين 313 نفر از يارانش حكام العالم با ايشان مستقيما صحبت مي كنند و غيره. من اعتقاد دارم از همان وسايل عصرش استفاده مي كند و هر پيامبري و امامي از همان وسايل عصرشان استفاده مي كردند. صاحب الزمان (عج) هم همينطور. به علاوه معجزاتي كه دارد، عصاي موسي و غيره، خاتم سليمان، و معجزاتي كه از خودش نشان مي دهد وشايد وسايلي كه حضرت استفاده مي كند پيشرفته تر از وسايل عصرش باشد؛ عن ابي عبدالله عليه السلام: «العلم سبعه و عشرون حرفا فجميع ما جاء ت به الرسل حرفان... فاذا قايمنا اخرج الخمسه والعشرين حرفا...».
 



نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : شنبه چهاردهم خرداد 1384 |
 

دليل و مدرك بپا خاستن هنگام شنيدن «قائم» لقب مبارك آن حضرت چيست ؟

سؤال:

دليل و مدرك بپا خاستن هنگام شنيدن «قائم» لقب مبارك آن حضرت چيست ؟

 جواب :

 يكى از اعمالى كه در بين شيعيان مرسوم و متداول بوده و هست ، اين است كه چون نام حضرت «قائم» عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف در جائى برده مى‏شود ، اهل مجلس ، بلند مى‏شوند . اگر چه دليلى مسلّم بر وجوب قيام به هنگام ذكر اين لفظ شريف در دست نيست ، امّا در اين حدّ مى‏توان گفت كه اين امر در بين مردم ، به عنوان يك عمل مستحب ، ريشه‏اى مذهبى دارد و در حقيقت ، اظهار ادب و احترام به آن امام عزيز است چنانچه نقل شده : در حضور امام رضا عليه السلام كلمه « قائم » ذكر شد حضرت برخاستند و دست مبارك را بر سر نهادند و فرمودند:
 « اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ »
 خداوندا بر فرجش شتاب كن ، و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان .(13)
 و از روايات چنين استفاده مى‏شود كه اين منش، در عصر امام صادق عليه السلام نيز معمول بوده است . چنانچه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام سؤال شد :
 علّت قيام موقع ذكر«قائم» چيست؟
 حضرت فرمودند : صاحب الأمر عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف غيبتى دارند بسيار طولانى ، و از كثرت لطف و محبّتى كه به دوستان خود دارند، هركس وى را به لقب «قائم» كه مشعر است به دولت كريمه او ، و اظهار تأثرى است از غربت او ياد كند، آن حضرت هم نظر لطفى به او خواهند نمود، و چون در اين حال مورد توجّه امام واقع مى‏شود سزاوار است از باب احترام به‏پا خيزد و از خدا تعجيل در فرجش را مسئلت نمايد . (14)
 ألبته مى‏توان گفت در بعضى شرائط واجب مى‏باشد. مثل اينكه اين لقب يا ألقاب ديگر حضرت در مجلس ياد شود آنگاه همه أهل مجلس به احترام آن به پا خيزند. در اين حال اگر كسى از أهل مجلس بدون عذرى از جاى بر نخيزد اين بر نخاستن توهين و هتك حرمت آن حضرت خواهد بود و بديهى است اين عمل حرام مى‏باشد .
 آية اللَّه سيّد محمود طالقانى‏قدس سره مى‏گويد: «اين دستور قيام، شايد (فقط) براى احترام نباشد، والاّ بايد براى خدا و رسول و أولياى مكرّم ديگر هم به قيام احترام كرد، بلكه دستور آمادگى و فراهم كردن مقدّمات نهضت جهانى و در صف ايستادن براى پشتيبانى اين حقيقت است اين همه فشار و مصيبت، از آغاز حكومت دودمان دنائت و رذالت اموى تا جنگهاى صليبى و حمله مغول و اختناق و تعديلهاى دولتهاى استعمارى بر سر هر ملّتى وارد مى‏آمد، خاكسترش هم به باد فنا رفته بود. ليكن دينى كه پيشوايان حقّ آن، دستور مى‏دهند كه چون اسم صريح « قائم » مؤسس دولت حقّه اسلام، برده مى‏شود، به‏پا بايستيد و آمادگى خود را براى انجام تمام دستورات اعلام كنيد ، و خود را هميشه نيرومند و مقتدر نشان دهيد، هيچ وقت نخواهد مرد.(15)  
 جواد دهقانى
 (13 بحار 51 / 30.
 (14 الزام الناصب جلد 1 ، صفحه 271
(15 خورشيدمغرب‏محمّدرضاحكيمى‏ص‏



نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : شنبه چهاردهم خرداد 1384 |
 

قربون کبوترای حرمت امام رضا

 

بچه ها راستي امروز دلم هواي امام رضا(س) را كرد

اگه شما هم اين طور هستيد دستان خود را به روي سينه بگذاريد و بگوئيد

(السلام عليك يا غرب الغرباء و يا معين الضعفاء و الفقراء ـ السلطان يا اباالحسن)

يا علي ابن الموسي الرضا(ع)

السلام عليكم و علي خاندانه و علي آبائه و علي اولاده جميعا و رحمه الله و بركاته))

زيارت قبول ـ التماس دعا

راستي بچه ها من را هم دعا كنيد حتما (خيلي زياد) يادتان نرود يا علي مدد




نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : سه شنبه دهم خرداد 1384 |
 

امام عليه السلام در برابر قدرتهاى تخريب

مى پرسند:  


بر همگان روشن است كه روز بروز بر كيفيت و كميت سلاحهاى مدرن از موشكهاى قاره پيما گرفته تا بمبهاى اتمى و هيدروژنى افزوده مى شود، و اين وسائل در دست استكبار جهانى است ، آيا امام زمان عليه السلام مى تواند در برابر اين قدرتها ايستادگى كند و جهان را تحت حكومت خود آورد؟


پاسخ :  

اولا: اگر از راه اعجاز، نه امور عادى مساءله را بررسى كنيم ، كه پاسخ سؤ ال آسان است ، چرا كه امدادهاى غيبى و قدرت مطلق خدا پشتيبان حضرت است و همه چيز را براى او يك شبه حل خواهد كرد، به اين معنا كه اسباب كار را از هر سو فراهم خواهد نمود.
و اگر مسئله را از راه عادى و طبيعى بررسى كنيم ، كه پاسخ پشتيبان حضرت است و همه چيز را براى او يك شبه حل خواهد كرد، به اين معنا كه اسباب كار را از هر سو فراهم خواهد نمود.
و اگر مسئله را از راه عادى و طبيعى بررسى كنيم ، پاسخ فوق اين است كه مردم دنيا كه از ظلم و و جور و فساد به ستوه آمده و تشنه مصلح حقيقى هستند، وقتى كه نداى چنين مصلحى به گوششان رسيد، خودبخود به سوى او جذب مى شوند و همه امكانات خود را در اختيار اين مصلح قرار مى دهند، البته در اين صورت هم امدادهاى غيبى به كمكشان خواهد شتافت .
با توجه به امكانات عظيم دنياى اسلام از نظر اقتصادى ، نيروى انسانى ، جغرافيائى و استراتژيكى كه در مراحل اول به امام (عج ) مى پيوندند و منافع اوليه دنياى استكبار را در اختيار امام عليه السلام قرار مى دهند، مساءله به راحتى حل خواهد شد.
مثال كوچكش پيروزى انقلاب اسلامى ايران در 22 بهمن سال 1357 در سرزمين خود ما بود كه مردم با رهبرى صحيح با مشتهاى خالى همه اسلحه هاى مدرن و پيچيده را در اختيار خود در آوردند، و غول شاهنشاهى را سرنگون نمودند و مشابه اين مسئله در دنيا كم نيست مانند: فروپاشى غول كمونيسم در شوروى سابق و نقاط ديگر.



نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : سه شنبه دهم خرداد 1384 |
 

چرا بعضى ادّعاى رؤيت حضرت را مى‏نمايند

سؤال:

 با توجّه به حديث تكذيب ملاقات كنندگان امام زمان عج ‏الله تعالى فرجه الشريف، چرا بعضى ادّعاى رؤيت حضرت را مى‏نمايند ؟

جواب:

   اول به متن توقيع شريف حضرت و قرائن آن دقت كنيد:
 «بسم الله الرحمن الرحيم، اى على بن محمد سمرى خداوند به برادران دينى تو در مصيبت به تو اجر دهد تو تا شش روز ديگر از دنيا خواهى رفت به كارهايت رسيدگى كن و به كسى بعد از خودت  [جهت نيابت  ]وصيت نكن چرا كه غيبت طولانى آغاز شد و ظهور نخواهد بود مگر بعد از اذن خداوند... و به زودى خواهد آمد كسى كه مدعى مشاهده من باشد ولى آگاه باش كسى كه مدعى مشاهده باشد قبل از خروج سفانى و صيحه دروغ‏گو خواهد بود»(33)
 با توجه به اين كه اين توقيع شريف هنگام فوت آخرين نايب امام زمان عجل اللَّه تعالى فرجه صادر شده است و قرائتى كه در خود توقيع است «مراد از دروغ‏گو بودن» مدعى مشاهده بعد از صدور توقيع است. علامه مجلسى قدس سره مى‏فرمايد: شايد مقصود كسانى باشند كه ادّعا مى‏كنند حضرت را ديده‏اند و از جانب حضرت نيابت دارند و بخواهند مانند سفراء ، أخبار آن حضرت را به شيعيان برسانند و اين تأويل را به اين خاطر متذكر شده‏اند كه با أخبارى كه درباره أفرادى كه ادّعاى رؤيت حضرت را كرده‏اند منافات نداشته باشد. به عبارت ديگر امام عليه السلام در اين توقيع مى‏فرمايد؛ با از دنيا رفتن تو - اى على بن محمد سمرى- نيابت خاصه تمام شد و غيبت كبرى‏ آغاز شد وديگر بعد از اين اگر كسى بگويد من حضرت را مى‏بينم و با او مرتبط هستم و نيابت خاصه از جانب حضرت دارم دروغ‏گو است.
 گويا حضرت با دادن اين توقيع راه را بر مدعيان دروغين ادعاى نيابت بسته‏اند و اين جمله كه مدعى مشاهده دروغ‏گو است به اين معنى نيست كه در غيبت كبرى‏ ديگر كسى حضرت را نخواهد ديد. بسيارى از صالحين و بزرگان شيعه در طول تاريخ غيبت حضرت را ديده‏اند و قطعاً اكثريت آنها اهل دروغ نبوده‏اند و حداقل يك مورد آن هم كه راست باشد، بايد حديث به گونه‏اى دقيق معنا شود. مسأله ادبى روايت: امام عليه السلام در اين حديث به دو نكته اشاره مى‏كنند. يكى اخبار از آينده كه پس از من عده‏اى پيدا مى‏شوند و مشاهده و ارتباط با من را ادعا مى‏كنند و دوم مسأله دروغ‏گو بودن مدعى است. امام عليه السلام در حديث دو تعبير دارد: 1- ادعا، 2- مشاهده. و كسى را كه ادعاى مشاهده نمايد كاذب معرفى كرده است. مشاهده به معناى ديدن امام عليه السلام و ارتباط با او است و ادعا به معناى اعلان و انتشار آن و با خبر كردن مردم از مسأله است، ممكن است كسى با امام عليه السلام ملاقات داشته باشد همان‏گونه كه براى برخى علماء و غير آنان نقل مى‏كنند ولى آن را ميان مردم بازگو نكرده و در سينه خود پنهان كرده باشد و اطرافيان از قراين و يا در زمان‏هاى بعد متوجه ارتباط او با امام زمان عجل اللَّه تعالى فرجه شوند. چنين كسانى مشمول حديث نخواهد بود چون او مدعى نيست، بنابراين بين مضمون حديث با داستان ملاقات برخى صالحان با امام زمان عجل اللَّه تعالى فرجه هيچ تعارض و ناسازگارى وجود ندارد.   «هادى مختارى»
 (33بحارالانوار، ج 51، ص 360
 



نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : سه شنبه دهم خرداد 1384 |
 

شعار هر مسلمان مرگ بر آمریکا و اسرائیل

 



نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : سه شنبه دهم خرداد 1384 |
 





نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : سه شنبه دهم خرداد 1384 |
 

یا علی جان مقتدای من تویی

 

به کوری چشم دشمنان تا پای جان پیرو ولایتیم 




نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : دوشنبه نهم خرداد 1384 |
 

به کوری چشم دشمن همه به نفع اصولگرایان رای می دهیم

 



نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : دوشنبه نهم خرداد 1384 |
 

بغض

اين مطلبي كه در اين جا ذكر مي كنم به نقل از سايت آبدارخانه مي باشد كه فكر كنم يك دوست خوبي اين مطلب را نوشته ، خوندنش خالي از لطف نيست ، پس بخونيم

.... سلام بر ياران همراه
امشب خيلي حالم گرفته است ، مي خوام يه چيزايي بگم که شايد براي بعضي ها خوش آيند نباشه ، اما خواهش مي کنم از شما ، اين مطالب را با ديد مثبت بخوانيد ، من قصد توهين به هيچ شخص و شخصيتي را ندارم ، صرفا از دست خودم ناراحتم ، پس خواهش مي کنم شما از حرفهاي من دلگير نشويد.....


نمي دونم از كجا شروع کنم از سختي هاي زندگي از گناهان بسيار ، از اشتباهات خودم ، از ايثار شهدا و جانبازان ، از نامردي ، از نافهمي ، از بي غمي ، از بي تفاوتي ، از دوري ، از عشق ، از پيتزا ، از يه شاخه گل ، از بلبل ، از قفس ، از نَفَس ، آره نفس ، نفس ، همينجا خوبه پس بيا تا باهم بريم ، دو تا اسپري از پشت پشتي در آورد گفت : اينها بايد هميشه باهام باشه وگرنه ، آره شبيه اسپري هاي آسم بود ، اما اين يكي ، مي گفت : اون هم شهيد مي شه ، به روي خودش نمياره ، هم اعصاب هم خردل ، اعصاب ، خردل ، خردل ، اعصاب ، بعضي ها خردل را فقط با هات داگ مي خورند ، و اعصابشون خورد ميشه وقتي سريال مورد علاقه شان بخاطر شب شهادت پخش نمي شه ، اما اون ، اون اعصاب و خردل رو استشمام کرده بود ، حالا ذره ذره داره آب مي شه ، اما اونايي که خردل رو با هات داگ مي خورند روز به روز چاق تر مي شوند ، گفتم هات داگ ، نمي دونم اون 2 تا پسرش که هر دو هم بيماري داشتند ، تا حالا هات داگ خورده اند؟ ، امروز تو خبرها نوشته بود رئيس يكي از شعبات مک دونالد به علت سرطان روده در 44 سالگي مرد ، از بس غذاي حاضري خورده بود ، چه ربطی داشت؟ من چه می دونم ، راستي مجيد پازوکي هم رفت ، نبايدم بشناسيمش ، اما اون مي گفت يه دفعه يه خَشاب تو شکمش خالي کرده بودند ، قابل توجه اونايي که کَچاپ رو تو پيتزا خالي مي کنند و پيتزا رو تو شكمشان ، مي گفت تازه وقتي رفتيم بياريمش دل و روده اش زد بيرون ، آخه بعضي ها از بس مي خورند دل و روده شان از دهنشان مي زنه بيرون ، اما اين فرق داشت ، مي گفت زير بدنش نارنجک تله کرده بودند ، اي بابا چه تله هايي که برا همكارامون نمي ذاريم تا مچشون رو بگيريم ، زير آبشون رو بزنيم ، زير آب ، چند وقت پيش تو يه کتاب مي خوندم که 2 تا داداش با هم شنا مي كردند يکيشون زخمي ميشه ، از اون يكي خواهش مي کنه منو ببر زير آب ، عجب داداش سنگدلي ، من بودم اين کارو نمي کردم ، عمليات لو مي رفت که مي رفت ، جون مردم از داداش من که عزيز تر نيست ، جون مردم ، چقدر ارزون شده تازگيها ، هر جا مي ري ، جون شما سودش همينه ، جون بچه ام ضرر مي کنم ، به جان عزيزت ارز رفته بالا ، به جان خودم ضرر مي کني نخري ها ، جون شما نباشه ، عجب!! ، کجان اونايي که مي گفتند جون ما نباشه اما جون شما باشه ، جان ، جان ، نمي دونم دختر 3-4 ساله اش وقتي تو بيمارستان جان مي داد چه حالي داشت ، از اون بد تر اين بود که مريضي دخترش به خاطر شيميايي و موج انفجار بود ، همون اعصاب و خردل ، اون خودش رو مقصر مي دونست ، اما به اون چه ، تقصير موج بوده ، اين موج ها خيلي ها رو با خودشون بردند ، اما بعضي ها هم خوب موج سواري مي کنند ها ، عجب حالي مي ده ، قيمت يه دونه تخته موج سواري چنده ؟ ، چوب اسکي چي ؟ ، قيمت نداري؟ ، اي بابا ، ولي موج اونها قيمت داره ، شنيدم مي گفتند بابا اينا همه چي گرفتند ، ديگه چي مي خوان از جون ما ، پول جنگ رفتنشون رو گرفتند دیگه ، سهميه دانشگاه و غيره و ذالک هم که بردند ، راست می گن ، خودش هم اعتراف کرد ، گفت رفتم درس بخونم ، بهم گفتند اگر مدرک بياري ، كه 30 -40 درصد اعصاب داري (فکر کنم منظورش همون گاز اعصاب بود- شايدم مشکل اعصاب) بهت ديپلم مي ديم ، عجب معامله اي ، ديپلم ، خوبه ديگه ، یه ذره گاز خورده به دماغش ، يه ديپلم بهش مي دن ، مي دوني داداش من چقدر خرج کرد تا تونس ديپلم بگيره؟ شهريه غير انتفاعي ، پول تدريس خصوصي (نمي دونم چرا پول 10 جلسه را مي داد اما معلم يه جلسه بيشتر نمي اومد؟) تازه اون چکي که سر جلسه امتحان به مراقب داد که رقمي نداشت ، خلاصه اينارو که جمع بزني کلي ميشه ، فکر کنم از 300 درصد اعصاب هم بيشتر بشه ، نمیشه؟ با رياضيات جدید چی؟ اما نمي دونم به خاطر همين اعصاب بود يا نه همكارمون مي گفت: پهلو من گريه مي کرد مي گفت : به زنم التماس مي کنم بياد طلاق بگيره ، واقعا اعصابش خرابه اين بابا
! ، اما نه ، مي گفت : وقتي مي بينم پرستاريِ منو مي کنه ، زجر مي كشه ، من قاطي مي کنم و هيچي نمي فهمم ، اون کوتاه مياد ، ديدم مثل اينكه اعصابش از من سالمتره ، من با اين که دارم کارشناسي مي خونم اين چيزها رو خيلي نمي فهمم ، كلي کتاب خونده بود ، فکر کردم شوخي مي کنه ، مگه مي شه آدم ديپلم نداشته باشه ، اون وقت کتاب اسرار آل محمد(ص) رو به كسي هديه بده ، اونم از تو كتابخونش؟ به من هم آزادي معنوي هديه داد ، هنوز نخوندمش اما بايد جالب باشه ، آخه تو اسمش آزادي داره ، شعار زيبايي است ، يادم باشه پيشنهاد کنم اين دوره از اين مدل آزادي برا تبليغات استفاده کنند ، خدا رو چه ديدي ، شايد بازم گرفت ، مهم شعار خوبه ، عمل که ، (اي بابا من رو چه به سياست، بگذريم) ، گفتم عمل ، مي گفت چند بار به سرم شوک برقي دادند ، من که نفهميدم چي به چيه ، اما مي گفت ديگه نمي رم ، شايد حواس پرتيش هم به خاطر همين شوکها باشه ، شايد هم به خاطر پول بيمارستان است که تصميم گرفته نره ؟ اينا که سهميه دارند تازه وضعش هم بايد خوب باشه ، شنيدم رتبه اش 7 است ، منم زياد از نظام سر در نميارم ، اما چند وقت پيش ديدم ، فکر کنم اگر كسي با فوق ديپلم با 25 سال سن ، بره تو ارتش يا سپاه استخدام بشه ، رتبه اش همين حدود 6-7 بشه ، یه چیزی تو مایه های سرگروهبانه، بيا ديدي باز هم تو سپاه كيلويي درجه مي دهند؟ ، اینم یه نمونه اش طرف دیپلم هم نداره !! همينه ديگه ، عکسش رو نشون داد وقتي پاسدار شده بود ، 15-16 سال بيشتر نداشت ، پاسدار ، پاس دار ، پاس ، دار ، با اون سن رفته بود از چي پاسداري کنه، بابا مگه من گفته بودم بره جبهه که حالا غصه اينو بخورم که يكساله بچه هاي مريضش رو دکتر نبرده ، تقصير خودشه ، مي گه درجه مال آبگرمکن است، ( تا حالا فقط تو کتابا خونده بودم، خودمونيم این تیکه جون می ده برا طنزهای 90 قسمتی ) ، خوب آدمي که اينقدر نمي فهمه بزار رتبه اش 7 بمونه ، به من چه ، شايد هم مي فهمه ، آخه مي گفت درجه را با غناسه مي کارن وسط پيشاني، من تا حالا فکر مي کردم درجه را با دست مي زارن زير زبون ، (مثل الان که من داغ کردم) ، اما اون چيز ديگه مي گفت ، من که نفهميدم ، فکر كنم بقال محلشون هم نمي فهمه ، آخه خانمش مي گفت خودش که حواس نداره من بايد برم بقالي ببينم چيا گرفته حساب کنم ، بقالي هر چي که بگيره مي نويسه به حساب ، حساب، رياضی ، کتاب ، حساب، 4=2*2 ، استخوان لگن + پوست پا = مچ دست ؟؟؟ ، به من چه حساب اون اين جوري بود ، البته مي گفت قبل از اينکه دكترا اينجوري براش حساب کنند يه ترکش در مچ دستش ضرب شده بود، نمي دونم چرا بعد از مساوي فقط ميشه صفر گذاشت، راستي چندتا از اين آدمها دور و بر ما هستند ، ولش کن بابا ، منو چه به اين حرفها ، پيتزا فروشي خوب سراغ نداري ، ديگه اون پاتقمون تكراري شده ، اگر يه بازي خوب پيدا کردي خبرم کن ، راستي اون نوار مداحي ديگه منو خسته کرده يه نوار موسيقي نداري؟ ، نزديك محرم است فعلا از اون نوحه هاي با آهنگ بده ، خيلي حال مي ده ، چقدر گريه ، بسه ديگه ، جنگ تموم شده ، من جوونم ، نياز به شادي دارم .....................


ديگه کم آوردم ..........................................................
آخه اين حرفها تو قد و قواره من نيست، راستش تا اينجاشم نمي دونم چي نوشتم ............
ببخشيد ، دلم گرفته بود ، يه کمي خودم رو راحت کردم ، اون کي راحت ميشه؟

يا حق.

از دلنوشته هاي يه دوست عزيز تو آبدارخانه




نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : یکشنبه هشتم خرداد 1384 |
 

حديث ظهور

قال النبي الاكرم (ص) :

القائم من ولدي اسمه اسمي ، وكنيته كنيتي ، وشمائله شمائلي ، وسنته سنتي ، يقيم الناس على ملتي وشريعتي ، ويدعوهم إلى كتاب ربي عز وجل ، من أطاعه فقد أطاعني ، ومن عصاه فقد عصاني ، ومن أنكره في غيبته فقد أنكرني ، ومن كذبه فقد كذبني ، ومن صدقه فقد صدقني ، إلى الله أشكو المكذبين لي في أمره ، والجاحدين لقولي في شأنه ، والمظلين لامتي عن طريقته ، وسيعلم الذين ظلموا أي منقلب ينقلبون.

هشام بن سالم از امام صادق و او از پدر و جدش عليهم السلام نقل مى كند كه آن حضرت فرمود : قائم از فرزندان من است ، نام او نام من وكنيهء او كنيهء من ، و شكل او شكل من ، وسنت او سنت من است مردم را بر ملت وشريعت من بپا مىدارد ، وآنها را بسوى كتاب پروردگارم عزوجل مى خواند ، كسى كه او را اطاعت كند مرا اطاعت نموده و كسى كه او را نافرمانى نمايد مرا نافرمانى كرده وكسى كه در زمان غيبت ، منكر او باشد مرا انكار كرده و كسى كه او را تكذيب نمايد مرا تكذيب كرده وكسى كه او را تصديق كند مرا تصديق كرده است ، و از تكذيب كننده گانم در بارهء امر او ، و انكار كننده گان گفتارم دربارهء او و گمراهان امتم از راه او ، به خدا شكايت مى كنم ، آنهايى كه ظلم كرده اند بزودى خواهند دانست كه به چه كيفرگاه و محل انتقامى بازگشت مى كنند

 

 




نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : یکشنبه هشتم خرداد 1384 |
 

ديدار يار

بسم رب المهدي(عج)

اگر در حين خواندن مطلب به شما حالي دست داد براي من حقير هم دعا بفرمائيد و يكبار دعاي فرج را زمزمه كنيد

ايام حج بود.
در كاروان ما پيرمردي بود كه شبها را به نماز شب مي پرداخت و براي اينكه مزاحم كسي نشود سجاده عبادتش را در راهرو هتل مي گشود.
روز عرفات فرا رسيد.
همه رهسپار مراسم عرفات شديم. آنرا به پايان رسانديم و به محلهاي اقامت خود بازگشتيم.
ما كه به نماز شب پيرمرد عادت كرده بوديم ان شب او را نيافتيم با خود گفتيم حتما امروز را خسته شده و به استراحت پرداخته است.
شب دوم هم فرارسيد اما از پيرمرد خبري نشد.
موضوع را به رييس كاروان خبر داديم. همه به جسجو پرداختيم اما او را نيافتيم.
حتي به بيمارستانها و سردخانه ها هم سر زديم اما بي نتيجه بود.
بعد از چند روز جستجو او را در نزديكي هتل در حالي كه نشسته بود و دانه هاي تسبيح را رد مي كرد يافتيم.
خيلي ارام و خونسرد بود. انگار نه انگار كه اتفاقي افتاده. از حالات و برخوردش مشخص بود كه اتظار آمدن ما را مي كشيده.
نزد او رفتيم و از علت غيبتش را جويا شديم.
خونسردانه آغاز كرد:
روز عرفات من نمي توانستم پا به پاي كاروان حركت كنم از كاروان عقب ماندم و تا به خود آمدم ديدم كه در زير دست و پا افتادم و در حال جان دادن هستم.
چون شنيده بودم كه اگر در اين راهبيمايي كسي به زير دست و پا بيفتد جان دادنش قطعي است.
لحظات مرگ را در جلوي چشمانم مي ديدم. دستم از چاره كوتاه بود. نه كسي مرا ميديد نه كسي به فريادم ميرسيد.
در يك آن بر زبانم جاري شد يا بن الحسن به فريادم برس.
ناگاه ديدم كه جواني خوش سيما در حالي كه جمعيت را كنار ميزند به سمت من مي آيد. دستش را به سويم دراز كرد و مرا بلند كرد.
از شدت خستگي و كوفتكي بدنم ديگر هيچ نفهميدم.
چشم كه گشودم ديدم كه در خانه اي هستم و آن جوان بر بالاي سر من است. خدمه بسياري را در خانه مشاهده كردم.
از حال من جويا شد و من نيز از بهبودي اوضاعم مطلعش كردم.
عزم بيرون آمدن را كردم. اما مرا به ماندن فرا خواند.
گفتم اعمال روز عرفه را به جا نياورده ام. بايد بروم تا قرباني تهيه كنم.
جوان گفت: پول قرباني را بده تا به يكي از غلامان بگويم تا قرباني را تهيه كند.
در جستجوي پولها برآمدم اما اثري از آنها نيافتم.
گفتم: بايد به هتل بازگردم. انگار زماني كه در زير دست و پا افتاده بودم پولهايم را از دست داده ام.
جوان يكي از غلامان را فرا خواند. مقداري پول به او داد و گفت تا گوسفندي را برايم فراهم كنند.
به ديگري گفت: تا سر من را بتراشد.
بعد از اينكه كار تمام شد گفتم من پول را به شما چگونه بازگردانم.
جوان گفت: پول را به عنوان قرض به تو دادم. زماني كه برايت ميسر شد تا آنرا بازگزداني آنرا صدقه بده.
خلاصه چند روزي را در خدمت جوان بودم تا اينكه به او گفتم: اگر اجازه بدهيد ديگر رفع زحمت كنم چرا كه هم كاروانيها از غيبتم نگران مي شوند.
راه را به من نشان دهيد تا راهي شوم.
از خانه بيرون آمدم جوان به من گفت: همينجا باش دوستانت تا لحظاتي ديگر مي رسند. و در يك آن همه چيز از نظرم محو شد.
پيرمرد همچنان تعريف مي كرد. خيلي عادي با اين قضيه برخورد مي كرد تا اينكه هق هق گريه ما او را به خود آورد.
گفت: حالا كه پيدا شده ام چرا گريه مي كنيد؟
به او گفتيم: حاجي جوان را شناختي؟
با اين جمله ما ناگهان به خود آمد.
تازه فهميد زماني كه يا ابن الحسن را خوانده سريع فريادش را لبيك گفته اند
تازه فهميده بود كه سه روز را در كمال غفلت در كنار چه كسي به سر مي برده است.
بر سر و روي خود مي زد و شاكي از غفلت خويش بود.
بارها شد بر تو كردم يك سلام                 تو جواب من ندادي يك كلام
بارها شد بر تو كردم التماس                   با عدوي من جرا داري تماس
بارها با هـر كـناه و هـر بـدي                   آمدي بر روي من سيلي زدي

 




نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : یکشنبه هشتم خرداد 1384 |
 

مقدمه

(***فهل ينظرون الا الساعه ان تاتيهم بغته فقد جائ اشراطها***)قران کريم..سوره محمد ..ايه۱۸.

"آيا آنان چشم براهند جز ساعت قيام را که به ناگاه بيايدشان؟همانا نشانه های آن آمده است.

مفضل از امام جعفر صادق( ع) روايت کرده که حضرت فرمودند:ساعت(در آيه فوق)قيام قائم (عج) است.آن حضرت درباره آيه:

اقترب الساعه وانشق القمر"قيامت نزديک شد و ماه از آن شكافت "فرمود:

(ساعت قيام نزديک است)

بنا دارم تا نشانه های ظهور موعود آخر الزمان را در اين وبلاگ بيان کنم که بيشتر نشانه ها به وقوع پيوسته است,باشد که بيشتر تامل کنيم.

رسول اکرم مي فرمايند:نشانه های ظهور چون دانه های تسبيح و يايک گردنبند است که اگر رشته اتصالش بگسلد دانه های آن يکی به دنبال ديگری فرو ريزد.بشاره السلام ص ۳۳.

زمانی که پهنه گيتی دچار حوادث و فجايع غير منتظره شد و وقايع محقق شده غير قابل گشت ديگردر انتظار وقوع رستاخيز صغری باشيد.

هرج و مرج,ظلم و فساد, قتل و غارت,قحطی و مريضيهای صعب العلاج,و......که همه از نشنانه های ظهور ميباشد که بطور خلاصه و با ذکر موارد آن انشاالله به آن خواهيم پرداخت باشد که بيشتر به فکر باشيم و خودرا آماده ظهور کنيم.

حال سوال اينست قرار است اينچنين خانواده هايی در آخر الزمان و فرزندانی بوجود آِيند تا ياری كنند موعود آخر الزمان را وجواب" هل من ناصر ينصرنی" مولا را بشنوند؟با کدوم گوش؟گوشهای آلوده به گناه؟چشمهاييکه پر شده از تصاوير سكس و ماهواره وچشمچرانی ها و ؟ ؟و دلهايی که بجای نجوی با خالق خود پر شده از سياهي؟ و زبانهايي كه به جاي ذكر و صلوات و استغفار و توبه پر شده از غيبت و ترانه هاي خوانندگان زن و مرد و دستاني كه خالي است از هرگونه پاكي و صداقت.

آه ميکشم و فغان...چگونه موعود آخر الزمان (عج) بيايد به اميد کدام از ما؟؟؟

بارالها! قلب نازنين ولي عصر عج را از ما راضي و خشنود بكردان




نويسنده : عاشق آواره در تاريخ : یکشنبه هشتم خرداد 1384 |
 

مطالب گذشته
سبک های کم یاب از مرحوم سید جواد ذاکر
شیطان هم جلوی ما کم میاره....
گوشه یی از بیانات ایت الله بهجت
سلامتی آقا امام زمان صلوات
شهید همت...
انا مجنون الحسین(ع)
السلام علیک یا ابا عبدالله....
اسلام علیکم یا اهل بیت(ع)
شادی روح سید جواد ذاکر صلوات
یا حسین(ع)
اسلام علیم یا امیر المونین یا علی ابن ابیطالب(ع)
براي حذف نام ايران به ياهو اعتراض كنيم
السلام علیک یا خدیجه الکبری(س)
السلام علیک یا ابا عبدالله....
جریان فتح خیبر به دست امیرالمومنین علیه السلام
السلام علیک یا جواد الائمه(ع)
فکر کن بچه مسلمون...
لا اله الا الله.....
بر عمر لعنت
السلم علیک یا امام جعفر صادق (ع)
 
جستجو

    



 

نظرسنجي

    
كد نظرسنجي را اينجا قرار دهيد


 

پیوندها

    
     گالري قالب وبلاگ
    ارتباط مستقیم با نجف بارگاه امام علی(ع)(التماس دعا)
    ارتباط مستقیم با کربلای معلی بارگاه امام حسین (ع)(التماس دعا)
    ارتباط مستقیم با مشهد مقدس(التماس دعا)
    ارتباط مستقیم با کربلای معلی بارگاه حضرت ابوالفضل(ع)(التماس دعا)
    مسجد مقدس جمکران
    پخش زنده رادیو معارف
    پخش زنده رادیو قرآن
    سایت رسمی رهبر معظم انقلاب
    کنیزان خانم فاطمه الزهراء(س)
    زینبیه
    ساحل دل(خواهر ریحانه)
    قرآن و حدیث
    مولای رحمت
    آخه دل من ...(مینای عزیز من)(آقا مجتبی)
    صلوات کلید بهشت
    سایت عبدالرضا هلالی
    ...یاران یار...
    امام زمان(عج)
    مركز فرهنگي شهيد آويني
    پایگاه حجه الاسلام سلیمیان
    دوستدار حاج منصور ارضی
    بسم رب الحسین
    نوای علمدار
    سایت شهید آوینی
    سایت تبیان
    انجمن تفکر مبانی
    مجمع وبلاگ نویسان مهدوی
    منتظرتنها
    انتقام-شهادت طلب-


 

پیوندهای روزانه

    
     گالري قالب وبلاگ


 

نوای دل

    
    

    


 

آمار وبلاگ

    
    كل بازديد ها :