در دلم بود که آدم شوم اما نشدم بي خبر از همه عالم شوم اما نشدم
هجرت ازخويش کنم خانه به محبوب دهم تا به اسماء معلّــم شوم اما نشـــدم
از کف دوست بنوشم همه شب باده عشق رسته از کوثـر و زمزم شوم اما نشدم
سر و پا گوش شوم پاي به سر هوش شوم کز دم گرم تو ملهم شوم اما نشــدم |