
نامش فیروز بود...صنعت گری ایرانی و از شهر کاشان اصفهان..
در جریان جنگهای اسلام زمان خلیفه ی دوم دستگیر میشه.
ودر ازای صنعتگری برای لشگر خلیفه دوم دستمزدی دریافت میکرد
البتهچون اسیر بوده دستمزد کمی را از خلیفه دریافت میکرد
در اثر پرداخت نشدن دستمزد ناچیزش توسط خلیفه ی دوم با بردن
شکایت نزد وی و عدم رسیدگی از طرف وی ابولولو سخت ناراحت
گشته و دردل کدورتی نسبت به آن ملعون پیدا می کند
وچون خنجر ساز ماهری بوده و در کارش شهره بوده دومی ملعون از
او درخواست ساخت یک خنجر برنده برای خود میکند واو در جواب
میگوید:خنجری خواهم ساخت که تا روز قیامت اثرش بماند...
خلیفه برای رسیدگی به امور جنگی سوار بر الاغ حرکت میکرد و در
بین راه برای قضای حاجت به پشت آسیابی که در آن محل بود

می رودفیروز که در کمین وی بوده فرصصت را غنیمت شمرد وشکم
آن ملعون را با خنجری که برایش ساخته بود می درد و جهان را از
وجود ناپاک آن ملعون پاک میکند.. هواداران خلیفه با اطلاع یافتن از
این قضیه به دنبال وی می شتابند وابولولو هم به حضرت امیر المومنین
علی ابن ابیطالب که جان همه ی عالم به فدایش باد برخورد میکند که
حضرت با کرم خود ابولولو را نجات داده و با یک طی الارض وی را
به وطن باز میگردانند ..........این است سر انجام غاصبین خلافت
و کسانی که حرمت رسول اکرم را نگه نمیدارند..خدا لعنت شان کند

|